غذاي مکزيکي به تنوع در ترکيب مزه ها، تزئينات رنگارنگ و گوناگوني مواد اوليه و چاشني ها معروف است. بسياري فکر مي کنند که غذاهاي مکزيکي بسيار تند و پر ادويه هستند. البته بعضي از غذاهاي مکزيکي بسيار تند و پر ادويه هستند. البته بعضي از غذاهاي مکزيکي واقعاً تند هستند و امتحان آنها دل شير مي خواهد اما اغلب غذاهاي مکزيکي طعم تند ملايم را در آميزش با اندکي چاشني زيره و ترشي ليمو مانند ارائه مي کنند. بيشتر ايراني ها غذاي مکزيکي را مي پسندند چون سبک آشپزي امروزي مکزيک تا حدي متاثر از شيوه آشپزي در خاورميانه و اسپانيا شده است و به ذائقه مردم ايران زمين نزديک است. اما نوع غذاهاي مکزيکي و شيوه طبخ آنها از هر منطقه تا منطقه ديگر متغير است. جغرافياي محل، تفاوت هاي قوميتي و آب و هواي هر منطقه بر تنوع غذاي مکزيکي تأثير مي گذارند. در شمال مکزيک گوشت گاو، بز و شترمرغ بيشتر استفاده مي شود، اين در حالي است که سبزيجات تند و انواع لوبيا و گوشت مرغ و ماکيان اجزاي اصلي غذاهاي جنوب مکزي را تشکيل مي دهند. البته در سال هاي اخير غذاهاي ملل مختلف روي آشپزي مکزيکي ها بسيار اثر گذار بوده تا حدي که آنها غذاي ژاپني معروف، «سوشي» را با سس تمبرهندي يا انبه مي خورند و به آن فلفل تند هم مي افزايند!
ويزاي مکزيک در دست شماست!
از ساليان دور ذرت ماده اصلي نان ها و شيريني ها و وعده هاي اصلي غذاي مکزيکي ها را تشکيل مي داده است اما در سال هاي اخير برنج هم جاي خوبي بر سر سفره مکزيکي ها براي خود باز کرده و جزو غذاهاي اصلي مردم مکزيک به شمار مي رود، به طوري که حتي بعضي از نوشيدني هاي معروف مکزيکي با برنج تهيه مي شوند.از آووکادوتاکاکتوس
اجزاي اصلي آشپزي مکزيکي بسيار متنوع هستند براي مثال آووکادو و برگ هاي آووکادو از پر مصرف ترين اقلام مصرفي در آشپزخانه مکزيکي ها است. مکزيکي ها از برگ هاي خشک پودر شده آووکادو به عنوان ادويه خوشبو استفاده مي کنند خود آووکادوي رسيده را در انواع سس ها، سوپ ها و سالاد ها مصرف مي کنند.کاکتوس يا نوپال هم از دير باز در غذاهاي مکزيکي کاربرد داشته است. بافت و طعم کاکتوس بسيار شبيه به باميه است و پس از پخت کامل، شيره لزجي از آن خارج مي شود که در لعاب دادن به خوراک هاي آبدار بسيار مؤثر است.
چيلي را فراموش نکنيد
اما يکي از شناخته ترين و محبوب ترين مهمان هاي هميشگي در آشپزخانه مکزيکي فلفل چيلي است. چيلي که هم به صورت تازه و هم به صورت خشک، کوبيده و يا پودر شده درغذاهاي مکزيکي به کار مي رود، همان ادويه اي است که مزه تند اما لطيف فلفل در غذاهاي مکزيکي را به وجود مي آورد.چاشني هميشگي؛ گشنيز
گشنيز هم از پديده هاي آشپزخانه مکزيکي است که تقريباً در بيشترغذاها مورد استفاده قرار مي گيرد. البته اين سبزي اصالتاً مکزيکي نيست و اسپانياهايي ها در زمان تسخير مکزيک اين سبزي را به آشپزي مکزيکي هديه دادند اما الان تقريباً غذاي مکزيکي اي را نمي بينيد که حتي براي تزئين هم که شده از گشنيز استفاده نکند.گوجه مکزيکي سبز است
يکي از سبزيجات خاص منطقه مکزيک توماتييو است. اين ميوه سبز رنگ و کمي ترش بيشتر در تهيه سس ها استفاده مي شود. توماتييو پوست نازکي دارد که پيش از استفاده بايد کنده شود. گرچه رسيده توماتييو زردرنگ است امامکزيکي ها براي استفاده بيشتر از ترشي اين سبزي آن را نيمه رسيده و گاهي کال مي کنند. ترشي توماتييو گاهي آنچنان زياد است که بايد آن را به همراه شکر مصرف کرد.نان عادي مکزيک
در مکزيک بيشتر تورتياها و نيز تامالي ها با خمير ماسا تهيه مي شود. اين خمير در واقع از ذرات و چربي حيواني تهيه مي شود. هرچند درجايي که دسترسي به ماسا نباشد مي توان از آرد ذرت براي تهيه خمير تامالي و تورتيا استفاده کرد اما طعم ماساي واقعي چيز ديگري است.از معروف ترين غذاهاي مکزيکي مي توان تورتيا را که نام مردم عادي مکزيک است و از خمير ماسايا آرد ذرت تهيه مي شود، نام برد. پس از تورتيا، انواع لوبياهاي پخته و سرخ شده جايگاه ثابتي در غذاي روزمره مکزيکي دارد.
اين غذا تند است
مکزيکي ها هميشه از فلفل چيلي در غذاهايشان استفاده مي کنند. البته فلفل چيلي چندين نوع مختلف دارد. اصولاً هرچه چيلي بزرگ تر باشد شيرين تر است. مثلاً فلفل پوبلانو که بسيار بزرگ است، آنقدر شيرين و خوش خوراک است که با آن دلمه مي پزند اما فلفل ريز و بسيار تند هابانرو را اگر نزديک زبانتان هم بکنند آتش مي گيريد.سالسا يک سس است
گوآکامولي و سالسا هم دو تا از معروف ترين سس هاي مکزيکي هستند. پايه گوآکامولي که معمولاً به صورت تازه درست شده و همان موقع در کنار يک بشقاب بزرگ چيپس تورتيا سرو مي شود، آووکادو است اما سس سالسا را با غذا مي خورند. انواع گوجه رنگارنگ و فلفل چيلي و پياز و گشنيز مواد اصلي تشکيل دهنده سالسا هستند. مواظب سالساي هابانرو باشيد که با چيلي هابانرو درست مي شود. اين سس به حدي تند است که تنها چند قطره از آن مي تواند کل غذاي شما را تند و زبان سوز کند.اگر به رستوران هاي مکزيکي رفتيد
تاکو، تامالي، توستادا، تورتاس و آنچيلادا از ديگر غذاهاي معروف مکزيکي هستند که اگر روزي گذارتان به مکزيک يا حداقل يک رستوران مکزيکي خوب افتاد آنها را امتحان کنيد و از طعم خوبشان لذت ببريد.منبع: نشريه زندگي ايراني، شماره 3
باید و نبایدهای طب جایگزین
سالومه ابطحی: دفترچه تلفن مریم بشارتی انباشته از شماره تلفنهای پزشکان و درمانگران مختلف است. نام پزشکان هومیوپات، متخصصان تغذیه آیورودای،متخصصان کایروپراکتی و فشار درمانی و شماره چند عطاری معتبر در شهر تهران و بازار بزرگ در دفترچه کوچک به چشم می خورد.مریم زن 62 ساله ای است که به درمانهای پزشکی رایج بی اعتقاد است و پاسخ مشکلات خود را در طب جایگزین می جوید. پیشینه سرطان سینه و میگرن مزمن مشکلات جسمانی هستند که مریم با لبخند آنها را"یاران وفادار" خود می خواند.او می گوید:"30 سال است که میگرن دارم.بهترین پزشکان هم نتوانستند ذره ای حالم را بهتر کنند."به شیشه تیره رنگی روی پیشخوان آشپزخانه اش اشاره می کند و ادامه می دهد:"کاری که این جوشانده گیاهی برای سردرد من می کند بهترین داروهای شیمیایی ایرانی و خارجی نتوانسته اند برای من انجام دهند." او مجموعه بزرگی از شیشه ها و قوطی های رنگارنگ دارد که در گوشه پیشخوان آشپزخانه اش جا خشک کرده اند. و ادامه می دهد:"وقتی فهمیدم که سرطان سینه دارم و مجبور به مستکتومی شدم،از پزشکم خواستم که من را شیمی درمانی نکند.الان 8 سال گذشته و با وجود یکبار بازگشت سرطان من هنوز اینجا هستم و نفس می کشم.همه داروهای شیمیایی را دور ریختم و با این ها زنده ام." این ها همان جوشانده های گیاهی آرامش بخش و روغن های ماساژ آیورودایی و داروهای هومیوپاتی هستند که در تحمل دردهای گاه و بیگاه و پیشرفت روند بهبودی به مریم کمک می کنند.این روزها بسیاری از کسانی که امید خود به روشهای متداول پزشکی را از دست داده اند به چنین شیوه هایی روی می آوردند.آنها بیماری های روحی و یا جسمی ای دارند که با علم پزشکی روز قابل درمان نیستند و یا طول درمان دراز مدتی دارند؛بنابراین برای تسریع روند درمان یا تخفیف علائم بیماری و یا حتی درمان کامل روشهای جایگزین و یا مکملی را در کنار طب پزشکی می جویند. امروزه در ایران هومیوپاتی جایگاه خوبی در میان شیوه های مکمل پزشکی بازکرده است. طب سنتی ایرانی،طب گیاهی ،کایروپراکتی و فشار درمانی و ماساژتراپی و آیورودا هم در رده های بعدی قرار دارند. شاید تا 15 سال پیش و قبل از ورود هومیوپاتی به ایران ،حجامت و دکترهای گیاهی و سنتی- آنطور که معروف هستند- تنها منابع طب مکمل ایرانی ها بودند.اما روند گرایش مردم به شیوه های مکمل درمان پزشکی پس از ورود هومیوپاتی به ایران و نیز انتشار کتابهایی درباره تغذیه آیورودایی و فشار درمانی و منابع مشابه آن پیوسته روند تساعدی داشته است. دکتر امیرحسین طباطبایی، پزشک عمومی می گوید:"چندین سال است که تمایل مردم به دوری از داروهای شیمیایی و صنعتی باعث گسترش تمایل آنها به استفاده از داروها و درمان هایی با منشا طبیعی شده است.دولت هم حمایت زیادی از کارخانه های داروسازی در جهت تولید داروهایی با منشاء گیاهی کرده است.امروز شما در یک داروخانه حق انتخاب بین شربت سینه کاملا گیاهی و یا شیمیایی را دارید.و حتی بسیاری از پزشکان ترجیح می دهند نمونه گیاهی را نسخه کنند." یکی از مشتریان همیشگی عطاری ای در شمال تهران از تاثیر "معجزه آسای" قطره های گیاهی ای مثل قطره زیره در کاهش اشتها و وزن سخن می گوید.او موفق شده است که با استفاده مداوم از چای آرامبخش گیاهی به همراه قطره عصاره زیره و شوید، کاهش اشتهای چشمگیری را تجربه کند .او تاثیر این معجون های گیاهی را در کاهش وزن 10 کیلویی و کاهش کلسترول خون ظرف 6 ماه استفاده توصیف می کند.مریم هم مشتری پر و پا قرص گل گاو زبان و سنبل طیب است که تنش های روزمره او را در یک فنجان جوشانده داغ خلاصه و درمان می کنند. اما تمام کسانی که از طب جایگزین و مکمل بهره گرفته اند از نتیجه کار راضی نیستند."گزینه خطرناک" اصطلاحی است که سمیه بیگی،30 ساله، برای تشریح جایگزینی پزشکی علمی با هومیوپاتی استفاده می کند.او می گوید:"به نظر من علم هومیوپاتی در ایران هنوز به اندازه بعضی دیگر از کشورهای دنیا جانیفتاده است."او که به واسطه درمان نامناسب با هومیوپاتی دچار آلرژی پوستی شدید شده است ادامه می دهد:"پزشک هومیوپات داده هایش را از شما می گیرد.این شیوه مثل پزشکی ابزار رادیولوژی و ام آر آی ندارد و به نظر می رسد که مبنای تشخیص پزشک بیشتر بر اساس گفتگو و شناخت از مریض باشد.البته بسیاری از پزشکان هومیوپات هم هستند که با تشخیص صحیح درمان های فوق العاده ای انجام می دهند.اما در مورد من اینطور نبوده است." این روزها بعضی از پزشکان به بیمارانشان توصیه می کنند که در کنار درمان متعارف پزشکی از طب مکمل یا سنتی هم استفاده کنند.مثل پزشکانی که در کنار رژیم های غذایی از طب سوزنی هم استفاده می کنند؛یا بعضی از پزشکان که در کنار شیمی درمانی بیمار را به استفاده از هومیوپاتی برای تخفیف عوارش شیمی درمانی ترغیب می کنند.حتی علم تغذیه آیورودا هم این روزها در مطب برخی از متخصصان تغذیه جایی برای خود باز کرده است. اما پرسش این است که آیا این روشها و داروها می توانند جایگزین درمانهای متعارف پزشکی باشند؟ دکتر طبابائی معتقد است که تاثیر این روشها را به هیچ عنوان نمی توان رد کرد و می گوید:"البته تمامی این روش ها موثرند.در ایران طب سنتی پیشینه ای بیش از 1000 سال دارد و نتایج آن هم اثبات شده است.دیگر روش ها هم به همین ترتیب می توانند مفید باشند اما نباید فراموش کنیم که هنوز هیچ کدام از این روش ها نمی توانند به عنوان یک طب مستقل مطرح شوند." او علم پزشکی متعارف را استاندارد شده می خواند و ادامه می دهد:"داروهای شیمیایی و روشهای پزشکی رایج برای مدتها آزمایش می شوند.عملی و علمی بودن آنها ثابت شده است .اما در مورد روش های مکمل و بعضا جایگزین چنین حوزه تحقیقاتی وسیعی موجود نیست.بنابراین بهتر است در جایی که طب پزشکی مدرن کارایی لازم را ندارد و یا با استفاده از روشهای مکمل می توان تاثیر درمانهای متعارف را تقویت کرد،از این نوع درمانها استفاده شود." در ایران رجوع محققان و داروسازان به ریشه های طب سنتی ایرانی در سال های اخیر بیشتر شده است.تا جایی که از سال 1379 طب سنتی در کنار پزشکی مدرن در دانشگاه پزشکی شاهد تدریس می شود.دانشگاه تهران هم چند سالی است که دوره های هومیوپاتی برای علاقه مندان واجد شرایط برگزار می کند.این بدین معنی است که با رشد آگاهی های مردم تلاش های آکادمیک هم برای استاندارد کردن و نظارت بر آموزش های اینچنینی صورت می گیرد. مریم بشارت از رشد این روند بسیار خوشحال است و می گوید:" من دوست دارم تجربه مثبت خودم را با بقیه سهیم شوم.معتقدم که روشی که پیش گرفته ام در کنار اینکه طبیعی و سالم است طول عمر من را بدون استفاده از شیمی درمانی تا سالها تضمین می کند."
طلاق حادثه ای مهم و سهمگین در زندگی است و دوران پس از طلاق پستی ها و بلندی های زیادی دارد.گاهی فشار و ضربه روحی طلاق آنقدر زیاد است که زخمی عمیق و همیشگی بر جای می گذارد.بعضی ها جدایی را هرگز باور نمی کنند و نمی پذیرند و بعضی دیگر پس از مدتی زندگی عادی روزمره را پیش می گیرند اما در باقی روزهای زندگی تلخی طلاق و ترس از وابستگی و جدایی را به دوش می کشند.
حتی به هم خوردن نامزدی هم می تواند به همین صورت دردناک و ناراحت کننده باشد.اما برای هر دردی درمانی هم وجود دارد.شما با رعایت چند نکته ساده می توانید ناراحتی و افسردگی پس از طلاق را تا حد زیادی تخفیف دهید و خود را برای زندگی پس از طلاق آماده کنید.
احساساتتان را سرکوب نکنید
همه کسانی که طلاق را تجربه کرده اند می دانند که خشم وافسردگی چاشنی لاینفک آن است.غالبا مردم از احساس ناراحتی،غصه،افسردگی و خشم ،می ترسند.گاهی قدرت این احساسات تیره و تار به حدی است که می تواند همه زندگی شما را تحت الشعاع خود قرار دهد.اما باید آگاه باشید که گرچه ممکن است این احساسات خیلی شدید و منفی باشند اما مقطعی هستند و تجربه آنها شما را نابود نمی کند و اگر به خودتان اجازه بروز این احساسات را بدهید خیلی حالتان بهتر خواهد شد.از سوی دیگر اگر شما آگاهانه یا ناخودآگاه احساس خشم وغم ناشی از طلاق را سرکوب کنید ،هرگز دیگر نمی توانید رابطه ای سالم و صحیح برای ازدواج برقرار کنید و همیشه کوله بار زخمهای کهنه را به روابط جدیدتان وارد می کنید.پس به جای فروخوردن احساساتتان ،آنها را بیرون بریزید و بروز دهید.
زندگی ادامه دارد
معمولا وقتی دو نفر تصمیم به ازدواج می گیرند،رویاها و خواسته های مشترک و شیرینی را در سر می پرورانند.یکی دیگر از کارهای دردناک پس از جدایی فراموش کردن این آرزوها است.این کار بسیار مشکل است چون همان رویا ها هستند که توان حرکت رو به جلو را به شما می دهند.اما باید به یاد داشته باشید که جدایی از کسی که کاخ آرزوهایتان را با او ساخته بودید به معنای پایان همه چیز و نابودی رویاهایتان نیست.شما هستید که باید خود را بازیابید و آرزوها و اهدافی که با شرایط کنونی شما هماهنگ هستند را به اجرا درآورید
یکی از مهمترین نیاز های افرادی که واقعه بزرگی مثل طلاق را پشت سر گذاشته اند ،داشتن کسی است که به حرفهایشان گوش بدهد.کسی که آنها را قضاوت نکند و با دلسوزی با آنها همدردی کند.از دوستان و نزدیکانتان بخواهید که بدون اظهار نظر پای درد دل شما بنشینند و فقط گوش بدهند.لازم نیست شما را نصیحت کنند و یا نظرشان را راجع به احساسات تلخ شما ابراز کنند.پس خجالت نکشید و خواسته خود را ابراز کنید و تقاضای کمک کنید.اگر چنین شخصی در اطرافیان شما وجود ندارد می توانید از یک مشاور کمک بگیرید.
اشتباهاتتان را بپذیرید
بخش مهمی از سفر شما به سمت بازیابی سلامت روانتان،درک اتفاقاتی است که باعث جدایی شما شده است.شما باید با صداقت کامل تمام اتفاقات و مسیری را که باعث اختلاف و در نهایت جدایی شما و همسرتان شده است را با خود مرور کنید.سعی کنید به جای ملامت کردن طرف مقابل ،نقش خود را در کل ماجرا پیدا کنید و با شجاعت خطاهایتان را بپذیرید.به انتخاب های اشتباهتانفکر کنید .چه کارهایی را می توانستید متفاوت انجام دهید؟ آیا اگر دوباره در همان شرایط قرار بگیرید, عکس العملتان متفاوت خواهد بود؟این بازنگری را به هدف توانمند کردن خود انجام دهید. به خاطر داشته باشید که شما قربانی این ازدواج نبوده اید و حتما سهمی در اشتباهات و یا مسیری که به جدایی ختم شده است ،داشته اید.این فکر به شما اعتماد به نفس می دهد و توانمندتان می کند.
به دلایلی که به خاطر آنها همسر سابقتان را انتخاب کرده بودید فکر کنید.معمولا اغلب ما تنها دلیل انتخاب همسرمان را "دوست داشتن" می خوانیم.اما در واقع آنچه ما دوست داشتن می خوانیم نیازهای بی پاسخی است که اغلب حس می کنیم.مثل نیاز به مورد محبت واقع شدن،نیاز به اینکه کسی عاشق ما باشد و به ما احتیاج داشته باشد.نیاز به پیدا کردن کسی شبیه به پدر و یا مادر که به ما در تخفیف کمبودهای دوران کودکی کمک کند .نیاز به کسی که ما را تائید کند و حس خوبی به ما القا کند.ترسها هم می توانند ما را به علاقه مند شدن به شخص دیگری ترغیب کنند.ترس از تنها بودن وبی پشتوانه بودن از شایع ترین ترسهایی است که ما را به سمت ازدواج سوق می دهد. اما آیا این دلایل می توانند پایه محکمی برای یک زندگی زناشوئی موفق باشند؟ بدون شک جواب این سئوال منفی است.شما باید همسر خود را به خاطر فضائل اخلاقی او،مشترک بودن اهداف کلی زندگی و داشتن همراهی رهرو در سفر زندگی انتخاب کنید.
بخشش بر هر درد بی درمان دواست
هم خود و هم همسر سابقتان را ببخشید.به این فکر کنید که هر دوی شما نسبت به میزان آگاهی و تجربه خود بهترین عملکرد را در شرایط بحران انجام داده اید و حتی اگر یکدیگر را آزار هم داده اید به خاطر بدجنسی و توهین نبوده بلکه شرایط اینگونه اقتضا می کرده است و شاید هم به خاطر دفاع و حفظ خود در آن لحظات مجبور به بروز چنین رفتارهایی شده اید.بخشش شما را از قید تنفر و افسردگی و ملامت آزاد می کند .البته نباید انتظار داشته باشید که بخشش و فراموشی آسان حاصل شود.بخشش به تمرین نیاز دارد.تمرین مداوم و روزانه.به همسر سابقتان فکر کنید و او را برای همه چیز ببخشید
رابطه را کاملا قطع کنید.
برای فراموش کردن همسر سابقتان باید 3 تا 6 ماه او را اصلا نبینید.شاید فراموش کردن او سخت ترین و دردناکترین بخش طلاق باشد چون شما به حضور فیزیکی او و دوستی نزدیک با او عادت کرده اید و همیشه از دست دادن یک دوست و امین حتی به هر دلیلی که باشد بسیار مشکل است.اما اگر می خواهید از عواقب و آسیبهای طلاق شفا یابید بایداین دوست را از دست بدهید.سعی کنید تماس خود را با او به حداقل برسانید و اگر بچه دارید اجازه بدهید والدین شما بچه را به ملاقات پدرش ببرند.
در آخر باید بدانید که طلاق یک عمل پر استرس و دردناک است که مسیر زندگی شما را برای همیشه تغییر می دهد.برای مواجهه با این تغییر باید قوی باشید و از خود مواظبت کنید. غذای خوب بخورید،ورزش کنید و خوب بخوابید.برای تقویت روحتان هم می توانید به کارهای خلاق هنری یا ورزشهایی چون یوگا روی آورید.نقش دوست خوب هم در این دوران بسیار حیاتی است.اجازه ندهید تنهایی اذیتتان کند.دوستان خوبی پیدا کنید و با آنها به مسافرت بروید.طلاق آخر زندگی نیست ،بلکه شروعی دوباره با کوله باری پر بارتر از تجربه است
برای بسیاری از زوجهای جوان
،برقراری روابط حسنه با خانواده همسر کار مشکلی است.اما نکته های زیر به شما کمک
می کند که آسانتر بتوانید با خانواده همسرتان کنار بیایید.
1-عقایدتان را برای خودتان
نگه دارید
بنا به تیپ شخصیتی تان ممکن
است خاموش ماندن و اظهار نظر نکردن برای شما سخت یا آسان باشد.اما در هر حال نهایت
تلاشتان را بکنید و در مواقعی که با نظریات خانواده همسرتان مخالف هستید، اظهار
مخالفت نکنید.بهتر است حتی اگر نظر شما را هم جویا شدند ،شما با سیاست و ادب از
جواب دادن طفره بروید.اینکار اصطکاک بین شما و خانواده همسرتان را کم می کند.
2-بیشتر گوش کنید-پر حرفی
نکنید!
معمولا وقتی آدمها پر حرفی
می کنند حواسشان کاملا به آنچه می گویند جمع نیست .برای اینکه همیشه سنجیده سخن
بگویید باید بیشتر شنونده باشید.گاهی فضای صمیمیت شما را به پر گویی تشویق می کند؛همیشه
در مقابل این وسوسه مقاومت کنید.
3-مودب باشید
لطفا،خواهش می کنم و متشکرم
کلمات جادویی هستند.همیشه از آنها استفاده کنید.
4-ملاقاتهایتان را کوتاه اما
شیرین کنید
هر چه بیشتر کنار خانواده
همسرتان باشید احتمال ایجاد برخورد هم بیشتر می شود.اگر حس کردید فضای اتاق پر تنش
شده است،بدون آنکه به روی خود بیاورید به آرامی اتاق را ترک کنید ،به آشپزخانه
بروید و یک لیوان آب بخورید.این کار شما تنش را کمتر می کند.ضمنا کمک در کارهای
خانه هم به روابط شما و خانواده همسرتان کمک زیادی می کند.چیدن میز غذا،خشک کردن
ظرفها یا هر کار دیگری که باعث ایجاد تحرک در محیط شود از اوج گرفتن تنش جلوگیری
می کند.
5-کارت تبریک و هدیه
فراموشتان نشود
مناسبات را همیشه یادداشت
کنید.می توانید با تهیه یک کارت قشنگ یا یک هدیه کوچک دل اعضای خانواده همسرتان را
به دست بیاورید.اگر بچه دارید ،هر چند ماه یکبار یکی از عکسهای قشنگ او را انتخاب
کنید و در یک قاب زیبا آن را به مادر و پدر همسرتان هدیه بدهید.
6-بخشی از تعطیلات را در
کنار آنها بگذرانید
اگر در طول تعطیلات به
خانواده همسرتان سر نزنید و آنها را تنها بگذارید،این حس به آنها القا می شود که
شما فرزندشان را دزدیده اید! حتی اگر به خودتان هم خوش نمی گذرد به خاطر همسرتان
بخشی از تعطیلات را در کنار خانواده او باشید و با خوشرویی تلاش کنید به همه خوش
بگذرد.
7-به نصایح آنها با حوصله
گوش کنید
اگر شما را نصیحت کردند یا از شیوه زندگی تان انتقاد کردند،به جای حاضر جوابی
و اخم کردن با آرامش به حرفهایشان گوش کنید.قرار نیست که شما حتما به آن نصیحت عمل
کنید.فقط به آن گوش دهید ، لبخند بزنید و با ظرافت موضوع را عوض کنید.
8-لباس مناسب بپوشید
سعی کنید همیشه در جمع خانواده همسرتان لباس خوش دوخت و مناسب بپوشید.از
پوشیدن تی شرت و گرمکن گشاد به شدت خودداری کنید.لباس خوش دوخت اندام هم شما را
بهتر نشان می دهد و هم ظاهرتان را آراسته تر می کند.با چنین ظاهری دیگر اظهار
نظرهایی مثل "وای چقدر چاقی / لاغری" را کمتر می شنوید.
9-خانه تان را تمیز کنید
حتی اگر هیچ وقت خانه تمیز و مرتبی ندارید،پیش از آمدن خانواده همسر همه جا را
تمیز کنید.حتی کمدها را هم مرتب کنید.چون ممکن است آنها از سر کنجکاوی سری هم به
آنجا بزنند!
اعتقاد به شفابخشی سرکه سیر به قدمت تاریخ طب سنتی است.برای سالیان سال حکیمان و عطارها سرکه سیب را برای درمان انواع ناراحتی های پوست و مو تجویز کرده اند.تشخیص آنها کاملا صحیح است.سرکه سیب یک اسید ملایم ،طبیعی ،آنتی باکتریال و بسیار ارزان است.اما آیا واقعا می تواند معجزه ای را که شما از آن انتظار دارید بیافریند؟ برای پاسخ به این سئوال بهتر است 4 باور رایج درباره سرکه سیب و نظر کارشناسان پوست و مو در مورد این باورها را بخوانیم.آنوقت شما می توانید تصمیم بگیرید که تحمل بوی مشام آزار آن ارزشش را دارد یا نه!
-درست یا نادرست؟ برای تسریع درمان پوست آفتاب سوخته پوستتان را با سرکه سیب خنک کمپرس کنید.
نادرست! آخ! اینکار به جای آرامش دادن به پوست شما آنرا بدتر می سوزاند. به جای اینکار ، پوستتان را با مخلوطی از شیر سرد و آب کمپرس کنید-چربی شیر آرام بخش خوبی برای پوست است.
-درست یا نادرست؟
برای اینکه درخشش موهایتان را بازیابید پس از شستشو آنرا با مخلوطی از نیم لیتر آب ولرم و 4/1 پیمانه سرکه سیب آبکشی کنید .سپس با آب ولرم خالی آبکشی کنید.
درست است!اسید سرکه سیب باقیمانده مواد شیمیایی ای که در اثر شستشوی مو یا استفاده از محصولات آرایشی و حالت دهنده بر مو به جای مانده را از بین می برد در حالی که شامپو های معمولی قادر به این کار نیستند.تنها نکته ای که حتما باید رعایت کنید حل کردن سرکه در آب است.در واقع سرکه رقیق شده به موهایتان بزنید و نه سرکه غلیظ .
اسید سرکه سیب کوتیکولهای تک تک تارهای مو را می بندد و آنرا محکم و مقاوم می کند .البته وقتی که مو کمی خشک و دئیتراته است و کوتیکولهای آن باز هستند پر تر به نظر می رسد اما با بسته شدن کوتیکولها مو سالم و درخشنده می شود.
درست یا نادرست؟
اگر پنبه را به سرکه سیب آغشته کنید و آن را به پوستی چرب و جوش خیز بمالید ،منافذ پوست بسته می شوند و کمتر جوش می زنید.
نادرست!سرکه پوست را به شدت خشک می کند و لایه چربی محافظ پوست را هم از بین می برد.در ضمن واقعا هم بوی بد و تندی دارد.اگر می خواهید یک تونیک خانگی برای پوستتان درست کنید بهتر مخلوط 1 به 3 نارون کوهی و آب استفاده کنید.
درست یا نادرست؟
سرکه سیب با از بین بردن فونجی(نوعی قارچ) پوست سر می تواند مشوره سر را درمان کند.
شاید!
بعضی از محققان اعتقاد دارند که سرکه سیب می تواند مانع رشد و فعالیت فونجی ها شود و بعضی دیگر با این نظر مخالفند.پس تا زمانی که از صحت این درمان مطمئن نشده ایم به جای اینکه فرصت را از دست بدهید به داروخانه محل سری بزنید و یک شامپو ضد شوره خوب بخرید.در عین حال باز هم می توانید از محلول 1 به 3 سرکه سیب و آب برای شستسوی مو استفاده کنید تا موهایتان درخشان و زیبا شوند.
بدون شک، امروزه خوانندگان بیش از 10 ثانیه بر روی صفحه اول یک روزنامه تامل نمی کنند و متاسفانه طی سال های اخیر همین مقدار زمان کم نیز رو به کاهش است. روزنامه ای می تواند در مبارزه ی "انتخاب" بر روی پیشخوان دکه های روزنامه فروشی پیروز شود که از یک ارتباط تصویری قوی با مخاطب بهرمند باشد و در 99 درصد موارد یک عکس خوب این وظیفه را بر عهده داشته است.ادامه
برخی از این نکات تاکید بر همان اصول کلاسیک و اولیه خبرنویسی هستند مثل پاسخ به چه کسی، چه چیزی، کی و کجا در لید.
برخی دیگرشان از اصولی می گویند که این روزها باب شده. مثلا در هم بافتن پیشینه در لابه لای خبر و پاسخ دقیق به چرایی خبر.
و برخی دیگر فوت و فن هایی را در اختیار می گذارند تا کار روزمره مان را بهتر انجام بدهیم. مثل این که چه طور تعداد آدم ها در یک تظاهرات را تخمین بزنیم.ادامه
